اختلاط زنان و مردان در مراکز آموزشی
اختلاط زنان و مردان در مراکز آموزشی
منابع مقاله:
فصلنامه معرفت، شماره 32، طوسی، اسدالله؛
مقدمه
سخن درباره زن و خصوصیات جنسی او و تفاوت و یا عدم تفاوت وی با مرد در ابعاد گوناگون، از جمله حقوق فردی و اجتماعی، همواره در مکاتب و نحله های مختلف فکری، از مباحث مهم و قابل توجه بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران بوده است. در کنار نظرات متعادل و بعضا مطلوب درباره زن و حقوق او، که بیش تر در میان ادیان آسمانی دیده شده است، گاه نظراتی افراطی و شگفت انگیز نیز دیده می شود که توجیه کننده رفتار بسیار خشن و سبعانه با زنان در عصر جاهلیت و حتی در عصر حاضر و دنیای متمدن می باشد. این گونه نظرات افراطی حتی در میان - به اصطلاح - اندیشمندان مشهور معروف جهان نیز دیده می شود، اما با رنگ و لعاب علمی.
شاید بتوان با قاطعیت ادعا نمود که این گونه آراء و نظرات درباره زن و حقوق او از آن جا ناشی می شود که غالبا صاحبان این اندیشه ها یا از زن و توانایی های او و حقوق و وظایفش به خوبی آگاهی نداشته اند و یا نمی خواسته اند آن گونه که شایسته یک زن است با او برخورد کنند. نتیجه این دیدگاه ها سوء استفاده هرچه بیش تر و استثمار این قشر عظیم انسانی است، البته در هر عصری به سبک و روش خاص خود.
این نکته بر هیچ ذهن بیدار و وجدان آگاهی پوشیده نیست که این گونه دیدگاه ها در هر حال محکوم است، چه متعلق به قدیم باشد و چه عصر حاضر و جهان متمدن. اما شاید بتوان گفت که وجود این اندیشه های متحجر و خام درباره زنان آن هم در عصر تمدن، که ادعای پیشرفت و ترقی در تمام حوزه های علوم و معارف را دارد، به مراتب قبیح تر و محکوم تر است.
البته باید به این حقیقت نیز اذعان کرد که پیدایش این آراء و نظرات افراطی درباره مسائل زنان و در پی آن، مطرح کردن تساوی حقوق زن و مرد در تمام جهات و آن چه امروزه به نام «فمینیسم » معروف شده، واکنش محرومیت ها و مظلومیت هایی است که در گذشته و حتی اکنون بر زنان رفته است و نتیجه عملکرد غلط و نادرست دست اندرکاران و صاحبان قدرت نسبت به این قشر عظیم انسانی است. ناگفته پیداست که این میدان جای طرح مباحث بسیاری است که ورود به آن ها در این مجال نمی گنجد. بنابراین، تنها به یکی از ابعاد آن توجه می شود.
از جمله مسائلی که در این زمینه قابل طرح می باشد مساله تعلیم و تربیت زنان است. طرفداران و حامیان حقوق زن - عموما - و فمینیست ها - خصوصا - بر این نکته اصرار می ورزند که زنان در گذشته از کلیه حقوق از جمله فرصت های آموزشی محروم بوده اند. به همین دلیل، به فکر افتاده اند تا در پرتو این اندیشه، شعار تساوی حقوق آموزشی برای زنان و مردان و استفاده از فرصت های آموزشی را مطرح کنند. همچنین به خصوص در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به دلایل مختلف، لزوم اختلاط زنان و مردان را در مراکز و مؤسسات آموزشی مطرح کرده اند. این عده عقیده داشتند که نه تنها دلایل اقتصادی و کمبود امکانات آموزشی توجیه گر اختلاط جنس ها در مدارس و دانشگاه هاست، بلکه حتی برخی دلایل روان شناختی را نیز برای توجیه آن برمی شمارند.
متن آهنگ زیبای the climb از مایلی
I can almost see it,
The dream I'm dreaming'
But there's a voice inside my head saying'
You'll never reach it
Every step I'm taking
Every move I make feels
Lost with no direction
My fate is shaking
عجاب در ریاضی
عجاب در ریاضی
2+2=2*2
3*1.5=3+1.5
5*1.25=5+1.25
6*1.2=6+1.2
9*1.125=9+1.125
11*1.1=11+1.1
17*1.0625=17+1.0625
21*1.05=21+1.05
26*1.04=26+1.04
41*1.025=41+1.025
51*1.02=51+1.02
81*1.0125=81+1.0125
شاهکارهای ادبی
شاهکارهای ادبی
شاهکارهای ادبی
یک رباعی که هنگام خواندن آن لب ها به هم نمی خورد:
هیچ کس در نزد خود چیزی نشد هیچ آهن خنجر تیزی نشد
هیچ قنادی نشد استاد کار تا که شاگرد شکر ریزی نشد
تشخیص چهره توسط کامپیوتر برای ورود به آن
تشخیص چهره توسط کامپیوتر برای ورود به آن
سلام دوستاناین برنامه خیلی جالبه، برای کار کردن با اون فقط یک وبکم و یک رایانه نیاز دارید.
این برنامه هنگام ورود به کامپیوتر اجرا می شود و با تشخیص چهره ی فرد مورد نظر اجازه ی ورود میدهد.
با وجود این برنامه دیگر نیاز به پسورد برای رایانه ی خود ندارید.
*این برنامه فقط روی ویندوز ویستا و 7 کار می کند.
پدیده فتوولتائیک
پدیده فتوولتائیک:
به پدیده ای که در اثر آن و بدون استفاده از مکانیزم های مکانیکی انرژی تابشی به انرژی الکتریکی تبدیل شود را پدیده فتوولتائیک نامند. در واقع این پدیده از فرضیه ذره ای بودن انرژی تابشی بنا نهاده شده است. هر سیستمی نیز که از این خاصیت استفاده نماید را سیستم فتوولتائیک گویند. این مطلب در شکل(1) نشان داده شده است. سیستم فتوولتائیک انرژی موجود در نور خورشید را توسط سلولهای خورشیدی مستقیماً به برق از نوع DC تبدیل می کند. با استفاده از برق حاصله و بهره جویی از تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی موجود، می توان انرژی الکتریکی کلیه بارهای DC و AC را تأمین نمود
مکانیزم سلول های خورشیدی
سیستم های فتوولتاییک از سه بخش اصلی تشکیل شده است :نقاط حساس بدن
نقاط حساس بدن
1.قسمت miken :در اینجا دو حالت داریم که میشود دو نوع روش کارساز برای از کار انداختن کنترل و شکستن این ناحیه به کار برد که در بوجینکان به صورت کامل آموزش داده میشود.
2.قسمت mimi :در بوجینکان نینجوتسو از این ناحیه به عنوان نقطه خفاش یا (mimi cho) یاد میشود.که هم کاربرد تاکتیکی برای خود نینجا دارد هم و هم در تایجوتسو استفاده می شود.
3.قسمت shofu.usha :این قسمت هم که عصبی رد میشود که نینجا ها با فرو کردن سوزن در این محل موجب تحریک و دل درد شدید در دشمن میشدن.مشخص کردن محل دقیق این عصب مشخص نمیتوان کرد مگر با تمرین و داشتن اساتید کهنه و صاحب این رموز نینجا. (تمرین این تکنیک اکیدا ممنوع...)
4.قسمت jinchu: در این ناحیه اگر ضربه با مشت رو به بالا زده شود رگی هست که میترکد و به این سادگی خون بند نمی آید.در 98% مواقع نیاز به جراحی دارد. (اکیدا ممنوع)
5.قسمت kome-kami:این ناحیه ناحیه گیچگاهی که اکثرا میدونید..............
6.قسمت seidon: در این قسمت میتوان ضربه وارد کرد و یا با ریختن میتسوبیشی در چشم دشمن او را نابینا کرد. فرمول کامل میتسوبیشی هست ولی دلیلی نمیبینم که بگم.
7.قسمت tendo:در این قسمت میتوان ضربه ای وارد که سر نشکند ولی فرد بیهوش شود ولی ضربات سنگین ضربه مغزی............
8. قسمت hichu: یک ضربه نسبتا قوی خفگی...............
دوستان یک نقطه دیگر هم هست که در قسمت پشت گردن هست که اگر سوزن وارد شود کل بدن قفل و بی حرکت میشود ولی مغز کار میکند و چشمان حرکت میکند. توضیح نمیدهم (اکیدا ممنون)
سامورایی به چه کسانی گفته میشد
| اگرچه سامورایی ها و نقششان در طول تاریخ ژاپن بارها تغییر کرده است 4 معیار
مفهوم سامورایی را تعریف میکنند… 1-سامورایی یک جنگجوی ماهر و تعلیم دیده است 2-سامورایی به ارباب یا استادش خدمت میکند(با وفاداری بی چون و چرا) تا زمان مرگ. در حقیقت کلمه ی سامورایی یعنی "خدمت گذار" 3-سامورایی عضو یک رده ی ممتاز است.ن مثل مردم معمولی یا سربازان معمولی پیاده نظام 4-زندگی یک سامورایی با یک سری قانون سخت گیرانه به نام "بوشی دو" اداره میشود که روی افتخار تاکید دارد. آموزش برای زندگی و جنگ مقدار و نوع آموزش یک سامورایی بستگی به ثروت خانواده اش داشت.در خانواده های رده پایین بچه ها به مدرسه های موجود در دهکده ها برای آموزش ابتدایی فرستاده میشدند ولی آموزش نظامی بیشتر توسط پدر یا برادر یا عمو و دایی به آنها داده مسید. آموزش هنرهای رزمی خیلی مهم بود و اغلب از 5 سالگی آغاز میشد.بچه های خانواده های ثروتمند به مدارس خاص فرستاده میشدند تا در آنجا ضمن مهارت های نظامی هنر و ادبیات هم بیاموزند. تصویری که از سامورایی در بیشتر اذهان است یک استاد شمشیر زنی است که کاتانای خمیده اش را با مهارت مرگباری به حرکت درمیاورد.ولی…در قرون اول پیدایش آنها بیشتر به کمانداران اسب سوار معروف بودند.تیر اندازی از روی اسب در حال حرکت کار بسیار سختی بود و به همین خاطر نیاز به سالهای متمادی تمرین داشت.بعضی از کمانداران روی هدف متصل به یک چوب تمرین میکردند که با تکان داده شدن میتوانست تبدیل به یک هدف متحرک شود. زمانی هم از سگ ها به عنوان هدف متحرک استفاده میشد که بعد ها شوگان این قانون ظالمانه را لغو کرد شمشیرزنی هم مثل تیر اندازی با بی رحمی آموزش داده میشد.یک داستان حکایت از استادی میکند که روز و شب دانش آموزانش را تعقیب میکرد و ناگهان به آنها حمله میکرد تا بیاموزند که هیچ وقت راحت ننشینند. علاوه بر مهارت های جنگی سامورایی ها باید در رشته های دیگر هم تعلیم میدیدند مانند تاریخ و ادبیات.در دوره ی توکوگاوا که یک صلح در کشور حاکم بود.سامورایی ها کمتر به عنوان جنگجو مورد نیاز بودند به همین دلیل کسانی که در دیگر رشته ها هم تحصیل کرده بودند.با وجود این…استادان به شاگردانشان اخطار داده بودند که زیاد به کتاب و نقاشی مجذوب نشوند از ترس اینکه ذهن هایشان ضعیف شود زره یک سامورایی از زره و کلاه خود معروفش فوری قابل تشخیص بود.اگرچه زره اولیه سامورایی ها یک صفحه ی تخت بود( قرن 5 و 6 بعد از میلاد) ولی بعد ها زره لایه لایه برای تمام بدن تصویری از سامورایی را به دست داد که امروز میبینیم.زره لایه لایه از اتصال پولک های آهنی کوچک به وسیله ی بندهای چرمی به وجود آمده بود که روی یک صفحه ی تخت نصب میشد و سپس با لاک الکل رنگ میشد تا ضد آب شود. از این زره دو نوع وجود دارد: 1-یوروی که توسط سامورایی های سواره نظام به تن میشد.این زره سنگین شامل کلاه خود سنگین و محافظ کتف حجیم بود 2-دو-مارو که توسط سامورایی های پیاده نظام به تن میشد.این زره برازندگی بهتر و حجم کمتری داشت و از نظر وزن هم سبک تر بود(بر خلاف یوروی که سنگین و ضمخت بود)
بعد ها که جنگ تن به تن غیر قابل اجتناب بود دو-مارو محبوبیت بیشتری در بین همه ی سامورایی ها پیدا کرد.شاخص های دو-مارو کلاه سنگین ، شانه های سبک و ضخامت کم بود. کلاه خود ها که "کابوتو"نام داشتند شامل چند صفحه ی آهنی بودند که با هم پرچ شده بودند.در بیشتر مدل ها پرچ ها به صورت یک خط های عمودی از پشت به جلوی کلاه می آمدند که باعث زیبایی بیشتر کلاه میشد.سامورایی های درجه بالا به کلاهشان نماد مکتب و دیگر نماد های تزئینی اضافه میکردند.بعضی کلاه ها هم دارای ماسک های وحشتناک از صور شیاطین ژاپنی بودند که گاهی ریش و سبیل هم داشتند که از یال اسب درست شده بودند.در دوره های صلح جنبه ی تزئینی این کلاه خود ها اهمیت بیشتری پیدا کرد تا آنجا که امروز آنها کارهای هنری نامیده میشوند قبل از پوشیدن زره سامورایی یک زیرپوش یک تکه میپوشیدند که پوشیده از کیمونو بود به همراه یک شلوار پر از جیب های کیسه مانند.همچنین یک سرپوش چند لایه کمک زیادی به تحمل وزن یک کلاه خود آهنی میکرد |
پرسيدم...
پرسيدم...
چطور، بهتر زندگي کنم ؟
با كمي مكث جواب داد :
گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ،
با اعتماد، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس براي آينده آماده شو .
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن ،
وهيچگاه به باورهايت شک نکن .
زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .
پرسيدم ،
آخر.... ،
و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود، ادامه داد :
مهم اين نيست که قشنگ باشي...،
قشنگ اين است که مهم باشي! حتي براي يک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصيت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسي .
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن ..
داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... :
هر روز صبح در آفريقا، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد،
آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد،
شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود، تا گرسنه نماند .
مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ...،
مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني ..
به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،
كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد:
زلال باش ...، زلال باش ....
فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي، يا درياي بيكران ،
زلال كه باشي، آسمان در تو پيداست.
نویسنده MH2